تبليغاتX
حرفی از دل

حرفی از دل

باور کن پاییز پایان روییدن نیست

 

 

حقیقت دارد که تو می توانی با دست های من سه تار

قلم مو را بنوازی و نت های رنگ پریده را فیروزه ای کنی.

 - (باید بسیار زیسته باشی که این همه از آسمان آکنده ای)

 حقیقت دارد، که من می توانم با شعرهای تو با باران مشاعره

 کنم ... و بند نیایم.-( باید بسیار گریسته باشم که این همه در واژه

 های تو غوطه ورم) تا من بنفشه ها را میان شب های زمستان

 قسمت کنم تویک خوشه انگور به صدایت تعارف کن، خطی از

 شعرهایت را که بخوانی سال تحویل می شود.-( حقیقت دارد که

 در حضور تو بودن همیشه از نبودن زیباتر است...)

 

+نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387ساعت2:13توسط دختر پاییز | |

 

 

من آرزومند دهانت هستم

صدایت، مویت

دور نشو

حتی برای یک روز

زیرا که...

زیرا که...

یک روز زمانی طولانی است

برای انتظار من،

چونان انتظار در ایستگاهی خالی

در حالی که قطارها در جای دیگری به خواب رفته اند.

ـ ترکم نکن

حتی برای ساعتی،

چرا که قطره های کوچک دلتنگی

به سوی هم خواهند دوید،

و رود به جستجوی آشیانه ای

در اندرون من انباشته می شود

تا نفس بر قلب شکست خورده ام ببندد.

آه!

خدا نکند که رد پایت بر ساحل محو شود

و پلکانت در خلا پر پر زنند

حتی ثانیه ای ترکم مکن

دلبندترین!

چرا که همان دم آنقدر دور می شوی

که آواره جهان شوم،

سرگشته...

تا بپرسم که بازخواهی آمد

یا اینکه رهایم می کنی

                                      تا بمیرم؟؟؟

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت22:12توسط دختر پاییز | |