|
حقیقت دارد که تو می توانی با دست های من سه تار قلم مو را بنوازی و نت های رنگ پریده را فیروزه ای کنی. - (باید بسیار زیسته باشی که این همه از آسمان آکنده ای) حقیقت دارد، که من می توانم با شعرهای تو با باران مشاعره کنم ... و بند نیایم.-( باید بسیار گریسته باشم که این همه در واژه های تو غوطه ورم) تا من بنفشه ها را میان شب های زمستان قسمت کنم تویک خوشه انگور به صدایت تعارف کن، خطی از شعرهایت را که بخوانی سال تحویل می شود.-( حقیقت دارد که در حضور تو بودن همیشه از نبودن زیباتر است...)
من آرزومند دهانت هستم صدایت، مویت دور نشو حتی برای یک روز زیرا که... زیرا که... یک روز زمانی طولانی است برای انتظار من، چونان انتظار در ایستگاهی خالی در حالی که قطارها در جای دیگری به خواب رفته اند. ـ ترکم نکن حتی برای ساعتی، چرا که قطره های کوچک دلتنگی به سوی هم خواهند دوید، و رود به جستجوی آشیانه ای در اندرون من انباشته می شود تا نفس بر قلب شکست خورده ام ببندد. آه! خدا نکند که رد پایت بر ساحل محو شود و پلکانت در خلا پر پر زنند حتی ثانیه ای ترکم مکن دلبندترین! چرا که همان دم آنقدر دور می شوی که آواره جهان شوم، سرگشته... تا بپرسم که بازخواهی آمد یا اینکه رهایم می کنی تا بمیرم؟؟؟
|
درباره من![]()
دختری که در پاییزی ترین فصل خدا چشم گشود مجبور شد پاییز گونه زندگی کند وبی شک در پاییزی ترین فصل خدا چشم از جهان خواهد بست.گله ای نیست روزگار با تمام روزهای پاییزی اش زیباست و من عاشق پاییزم.......
تماس با من گالری قالب آرشیو مطالبآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 پیوندها
آرا
دست نوشته های دل پاییزی |