|
آره راسته اين درسته دست من دست كنيزه شما صاحب اختياري دست هاتون برام عزيزه شما معصوم و صبوري شما انگار خود نوري همه جا هستي و نيستي هميشه فقط يه جوري مي د ونم جسارته اسم شما رو بيارم اگه گستاخي نباشه دست هاتون رو دوست دارم اگه گستاخي نباشه نفس هام مال شما تا چشم ها مي بينه مثل سايه دنبال شما شما عشق لا يزالي شما ذات بي زوالي شما حاضر شما غايب شما ممكن و محالي شما رمز شعر حافظ شما راز هر قصيده شما شعري نسروده شما طرحي نكشيده شما صاحب يقيني شما گردش زميني شما علت شما مقصود شما پاكيزه تريني شما پيدا شما ناياب شما اول شما آخر شما بيداري هر خواب من كنيزم شما سرور شما از ستاره بيشتر شما مومن شما صوفي دستي انگار شما رو از آسمون فرستاده هر چي هست بد بودن و به دستاتون ياد نداده قصه من قصه خيز پلنگ به سمت ماه براي چشم كنيز خواب يه سرور زياده شما از جنس سپيده شما ابريشم شعري شما علت نخستين خلقت مبهم شعري شما بهترين شباني شما قديس و فرشته كاشف حرف و صدايي كاشف خط و نوشته چه تماشايي دست هاي شفا بخش شما چشم هاي بسته اين خسته كنيز و وا كنه اين يه ميلاد دوباره س متبرك و عزيز وقتي سرور منو با اسم كوچيك صدا كنه كاش ميشد رخت شما رو بو كنم كفش و از پاي شما در بيارم پشت در كفش شما رو جفت كنم پايين پاي شما سر بذارم .......... (شهیار قنبری)
|
درباره من![]()
دختری که در پاییزی ترین فصل خدا چشم گشود مجبور شد پاییز گونه زندگی کند وبی شک در پاییزی ترین فصل خدا چشم از جهان خواهد بست.گله ای نیست روزگار با تمام روزهای پاییزی اش زیباست و من عاشق پاییزم.......
تماس با من گالری قالب آرشیو مطالبآذر 1388آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 پیوندها
آرا
دست نوشته های دل پاییزی |