تبليغاتX
حرفی از دل - به تک گل باغ خزان دیده دلم:

حرفی از دل

باور کن پاییز پایان روییدن نیست

 

 

کاش می دانستم چیست؟

 

 آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست!

 

آه ! وقتی تو لبخند نگاهت را می تابانی

 

بال مژگان بلندت را می خوابانی

 

آه ! وقتی که تو چشمانت

 

آن جام لبالب از جان دارو را

 

سوی این تشنه دل سوخته می گردانی

 

موج موسیقی عشق، از دلم می گذرد

 

روح گلرنگ شراب

 

در تنم می گردد

 

دست ویرانگر شوق

 

پرپرم می کند ای غنچه رنگین ـ پرپر ـ

 

من در آن لحظه که چشم تو به من می نگرد

 

برگ خشکیده ایمانم را، در پنجه ی باد

 

رقص شیطانی خواهش را

 

در آتش سبز،

 

نور پنهانی بخشش را

 

در چشمه مهر،

 

اعتزاز ابدیت را می بینم.

 

نگاه امروزت

 

نگاه تابانت

 

گرمی فروغ چشمانت،

 

بتی انداخته در جانم

 

که تا ابد گرم است زمستانم...

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت21:23توسط دختر پاییز | |